قيصر امينپور درگذشت
با تو ام اي غم، غم مبهم
اي نمي دانم!
هر چه هستي باش
اما كاش...
نه جز اينم آرزويي نيست
هر چه هستي باش،
اما باش!
ايسنا: قيصر امينپور، شاعر بزرگ معاصر، ساعت 3 بامداد امروز سهشنبه 8 آبانماه، در سن 48 سالگي بيماري بر اثر ايست قلبي درگذشت.
امين پور دوم ارديبهشتماه سال 1338 در گتوند خوزستان متولد شد. تحصيلات ابتدايي را در زداگاهش گذراند و دوره راهنمايي و دبيرستان را در دزفول سپري كرد. سال 1357 در رشته دامپزشكي دانشگاه تهران پذيرفته شد؛ اما يك سال بعد، از اين رشته انصراف داد و به دانشكده علوم اجتماعي همين دانشگاه رفت.
در همان سال در شكلگيري حلقه هنر و انديشهي اسلامي با افرادي چون سيدحسن حسيني، سلمان هراتي، محسن مخملباف، حسامالدين سراج، محمدعلي محمدي، يوسفعلي ميرشكاك، حسين خسروجردي و... همكاري داشت (گروهي كه بنيانگذاران جوان حوزه هنري نام گرفتند و بعدترها چهرههايي چون سهيل محمودي، ساعد باقري، محمدرضا عبدالملكيان، عبدالجبار كاكايي، فاطمه راكعي و عليرضا قزوه نيز به آنان پيوستند). البته هشت سال بعد يعني در سال 1366، بههمراه بسياري از همدورهييهايش، از حوزه هنري خارج شد. از ديگر نهادهايي كه قيصر امينپور در شكلگيري آنها نقش داشت، ميتوان به دفتر شعر جوان در سال 1368 اشاره كرد.
سال 1363 مجددا رشته تحصيلي خود را تغيير داد و در رشتهي زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران به تحصيل مشغول شد؛ تا اينكه در سال 1369 تحصيل در دوره دكتري اين رشته را آغاز كرد و دفاع از رساله پاياننامهاش ـ با راهنمايي دكتر محمدرضا شفيعي كدكني و همكاري دكتر اسماعيل حاكمي و دكتر تقي پورنامداريان ـ با عنوان "سنت و نوآوري در شعر معاصر" در سال 1376 انجام شد.
دكتر امينپور كه تجربه تدريس در مقطع راهنمايي را در فاصله سالهاي 1360 تا 1362 در كارنامهي خود داشت، از سال 1367 نيز به تدريس در دانشگاه الزهرا (س) پرداخت. اما شروع تدريس او در دانشگاه تهران به سال 1370 برميگردد.
در كوچه آفتاب، تنفس صبح، طوفان در پرانتز، منظومه ظهر دهم، مثل چشمه مثل رود، بيبال پريدن، به قول پرستو، گزينه اشعار ،گلها همه آفتابگردانند، سنت و نوآوري در شعر معاصر و شعر و كودكي و دستور زبان عشق از جمله آثار منتشر شده امينپور هستند.
دستور زبان عشق
دست عشق از دامن دل دور باد!
می توان آيا به دل دستور داد؟
می توان آيا به دريا حكم كرد
كه دلت را يادی از ساحل مباد؟
موج را آيا توان فرمود: ايست!
باد را فرمود: بايد ايستاد؟
آنكه دستور زبان عشق را
بی گزاره در نهاد ما نهاد
خوب می دانست تيغ تيز را
در كف مستی نمی بايست داد
از آخرین اثر: دستور زبان عشق
روحش شاد ویادش گرامی
2
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 11:6 توسط هادی صداقت
|