تبليغاتX
::کلمات::

کلمات

به وبلاگ من خوش آمديد لطفا پس از بازديد از اين وبلاگ با نظرات ارزشمندتون من را در پيشبرد عملكرد هر چه بهتر وبلاگ ياري دهيد

نگاهی به اخلاق حرفه ای

چگونه می توانیم اخلاقی طبیعی به دست آوریم که جایگزین ضمانتهای اجرائی مافوق طبیعی که دیگر نفوذی در رفتار انسان ندارد بشود؟                     "سقراط"   

 من اصلی را طرح می کنم.طبیعت گرائی اخلاقی:یعنی اخلاق سالم که سراسر زیر نفوذ غریزه های زندگانی است.-برخی احکام زندگانی بوسیله قانون مسلم "باید"و"نباید"به سامان می رسد و به این وسیله برخی از موانع و عناصر کین توز راه زندگانی از پیش بر داشته می شود. اخلاق ضد طبیعی:یعنی براستی همه رسم های اخلاقی که بدین سان آموخته شده محترم شمرده شده و موعظه گشته است دقیقا به متضاد غریزه های زندگانی بدل می شوند-این اخلاق گاه پنهانی و گاه راز آمیز به صورتی آشکار و بی شرمانه غریزه های زندگانی را محکوم می کند.                "نیچه"

  نزدیک دو هزار و چهار صد سال پیش حکیم بزرگ یونانی "سقراط"به یمن نبوغی که در وجودش به ودیعه   گذاشته شده بود می دید روزی را که دیگر ضمانتهای اجرائی ما فوق طبیعی نفوذی در رفتار انسان نخواهند داشت.

پس از سقراط فیلسوفان زیادی بحث اخلاق را دستمایه تحقیقات خویش نمودند.وهر یک به سهم خویش چراغی فراروی بشر نهادندتا راه خویش را در پیچ و خمهای زندگی بیابد.دو مکتب تجربه گرائی و ذهن گرائی که در تاریخ فلسفه چون دو رودخانه ای به موازات هم اما جدا از یکدیگر در حرکت بودند،سر انجام دوباره در کانت به هم رسیدند.با این اوصاف نگاهی به بحث اخلاق در تاریخ فلسفه نشان می دهد که رویکرد اکثر فیلسوفان به حوزه اخلاق از منظر چیستس و چگونگی آن بوده است.و کمتر فیلسوفی پیدا می شود که چون کانت به عمق سخن سقراط حکیم پی برده باشد و به دنبال راه حلی برای تدوین اخلاقی طبیعی که جایگزین اخلاق مافوق طبیعی بشود،باشد.اخلاقیاتی که در رفتار انسان نفوذ داشته باشد و به عنوان چارچوب رفتاری،رفتارهایش را شکل بخشد.تا اینکه سرانجام در قرن نوزدهم فیلسوفی پا به عرصه وجود گذاشت و شامگاه بتان را در گوش جهانیان اعلام نمود. فریدریش نیچه بعد از گذشت دو هزاره از مرگ سقراط خبر از مرگ ارزشهایی داد که اینک اصالت خود را از دست داده بودند،و دیگر نفوذی در رفتار انسانها نداشتند.این فیلسوف بزرگ ارزشهای کهن و اخلاق مافوق طبیعی را در بوته نقد قرار داد،واعلام کرد که باید ارزشهائی نوین و به تبع آن اخلاقی طبیعی که سقراط خبر از آن داده بود آفریده شود.او به انسان عصر خویش ندا داد که باید نگاه خویش را متوجه زمین سازدو ضمانتهای اجرائی رفتارهای انسانی را در آن بیابد.با اینحال نیچه نیز بازبه یمن همان نبوغی که در ذات او نیز چون سقراط به ودیعه نهاده شده بود،پیش بینی میکرد که انقلابی را که در حوزه اخلاق پدید آورده است شاید به این زودیها درک و پذیرفته نشود.جهان امروز پس از گذشت یک سده از مرگ نیچه اخلاق طبیعی مد نظر سقراط و نیچه را در لوای اخلاق حرفه ای سر لوحه زندگی خویش نموده است.که ضمانت اجرائی رفتارهای انسان امروز در زندگی فردی و اجتماعی می باشد. به زبان ساده اخلاق حرفه ای یعنی پیش بینی پذیری،وپیش بینی پذیر خصلتی است که فرد یا سازمان برخوردار از آن به اعتماد آفرینی چهار وجهی(اصیل،ژرف،فراگیر و پایدار)دست می یابد.چنین اعتمادی رابطه محیط را تسهیل و تصحیح می کند.مراد از پیش بینی پذیری این نیست که فرد و سازمان(در معنای عام) محیط و حوادث آنرا پیش بینی کند بلکه مراد قابل پیش بینی بودن فرد وسازمان به وسیله محیط است.فرد و سازمان باید به گونه ای باشد،که محیط را بر پیش بینی عملکرد فرد و سازمان در خصوص استیفای حقوق محیط قادر سازد.بنابراین پیش بینی پذیری مفهوما با مسئولیت پذیری اخلاقی همبستگی دارد:هر که او مسئولیت پذیرتر،پیش بینی پذیرتر.مسئولیت پذیری نسبتی بین این دو امر است و به تبع این امر مسئولیت پذیری نیز متنوع می گردد.مسئولیت پذیری فرد در زندگی شخصی،مسئولیت پذیری فرد در زندگی شغلی، مسولیت پذیری سازمان در قبال محیط نمونه هائی از مسئولیت پذیری است.بر حسب هر یک از انواع مسئولیت پذیری نیز،اخلاق شخصی،اخلاق کار،اخلاق سازمان، اخلاق ملی و اخلاق جهانی و......تحقق می یابد.بدین ترتیب هر فرد از جامعه انسانی،امروز بنا بر نقشهای متفاوتی که در جامعه ایفا می کند،دارای چارچوب اخلاقی مرتبط و مخصوص آآن نقش می باشد.به فرض مثال یک پزشک در جامعه پزشکی باید اخلاق حرفه ای جامعه پزشکان را سرلوحه رفتار و عملکرد خویش قرار دهد.برای همین فرد بعنوان یک پدر در زندگی خانوادگی اخلاق حرفه ای خانوادگی و بعنوان یک شهروند اخلاق شهروندی و......مبنا و چارچوب رفتاریش را تعیین می کند . امروزه حتی سازمانها منشور اخلاقی سازمان خویش را تدوین و آن را سر لوحه فعالیتهای خویش قرار می دهند.در جامعه ما هم بحث اخلاق حرفه ای هنوز مراحل نظری خود را سپری می کند.و امید است که اندیشمندان و محققان جامعه توجه بیشتری را به این امر اختصاص دهند.                 

2 نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 12:37 توسط هادی صداقت |

فلسفه زندگي

 

فلسفه به طور كلي شامل بسياري از زمينه هاست كه كمابيش در همه آن زمينه ها از جمله فلسفه علم ، سياست ، وجود، دين وبسياري ديگر ،بحث ها و درس ها و جدل ها و كتاب ها وجود دارد ودر طول تاريخ انسانهاي بسياري آمده اند و رفته اند و به سوالهائي پاسخ داده اند وسوالهائي مطرح كرده اند .

اما يكي از فلسفه ها هست كه مي شود گفت مهمترين است  چون هر انساني ممكن است در طول عمر خود به ديگر زمينه هاي فلسفه مانند فلسفه علم ،حقوق ،سياست  ومانند اينها نيازي پيدا نكند اما به اين فلسفه دير يا زود نياز پيدا خواهد كرد و آن فلسفه زندگي است .ونكته مهم اين است كه هر كس بايد خودش به اين فلسفه برسد و فقط خودش وآنرا درك كندو بيابد .

ومهمتر اينكه كي و چگونه به آن برسد چون مادامي كه هنوز به اين فلسفه نرسيده ايم مات و مبهوت هستيم وگاهي رو به جلو قدم برميداريم و گاهي رو به عقب وگاهي هم ساكن هستيم و قادر به حركت نيستيم چون خودمان را گم كرده ايم و جوابي برا ي اين سوال نداريم كه "من چرا زندگي ميكنم؟ "

 

 

2 نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 12:30 توسط هادی صداقت |

انار

 

                       ليلي زير درخت انار نشست

درخت انار عاشق شد گل داد سرخ سرخ                                                                                                                   

گلها انار شد داغ داغ                                                                                       

هر اناري هزار تا دانه داشت                                 

دانه ها عاشق بودند

دانه ها توي انار جا نمي شدند

انار كوچك بود دانه ها تركيدند انار ترك برداشت

خون انار روي دست ليلي چكيد

ليلي انار ترك خورده را از شاخه چيد

مجنون به ليلي اش رسيد

خدا گفت : كافي است انار دلت ترك بخورد راز رسيدن فقط همين بود              

                                                                 

                                                        

2 نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 13:28 توسط هادی صداقت |

پرواز

هرگاه خدا تورا به لب پرتگاهی هدایت کرد به او اعتماد کن

 

 

 زیرا یا تو را از پشت میگیرد !

 

 

یا زمان آن رسیده که پرواز کردن را بیاموزی !

2 نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 13:8 توسط هادی صداقت |

یادداشتهای پراکنده هادی صداقت

صفحه نخست

پست الکترونيک

آرشيو وبلاگ

نوشته هاي پيشين

آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385

پيوندها

دکتر عبدالکریم سروش
روزنوشت های عباس معروفی
برکه فلسفه
آینده نگر
جن و پری
نوشتارهای فلسفی
تاریخ فلسفه

موزيك

قالب

طراح قالب كلكسيون كدهاي جاوا وقالب وبلاگ

jiroft-java

info@majddesign.com

نام طراح وبلاگ : محمدحسن